تبليغاتX
اون که رفته دیگه رفته
 زندگی

زندگی سرگذشت در گذشت آرزوهاست

|+| نوشته شده توسط مهسا در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386  |
 

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

 

از عذاب رفتن تو مي سوزم تو اوج غربت

واسه بودن با تو ندارم يه لحظه فرصت

اينجا اشك تو چشام رو به كسي نشون ندادم

اگه بشكنه غرورم خم به ابروم نمي يارم

وقتي نيستي هر چي غصه است تو صدامه

وقتي نيستي هر چي اشكه تو صدامه

از وقتي رفتي دارم هر ثانيه از غصه رفتنت مي سوزم

كاشكي بودي و مي ديدي كه چي آوردي به روزم

حالا عكست تنها يادرگاره از تو

خاطاتت تنها باقي مونده از تو

وقتتي نيستي ياد تو هر نفسات آتيش مي زنه به اين وجودم

كاشكي از اول نمي دونستي كه من عاشق تو بودم

|+| نوشته شده توسط مهسا در یکشنبه دوازدهم آذر 1385  |
 
مگه بهت نگفته بودم بی تو رزوگار من تیر وتار

حالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب دار

دیگه جون نداره دستام آخر قصه رسیده

عطر تو مثل نفس بود واسه این نفس بریده

|+| نوشته شده توسط مهسا در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385  |
 

مطمئن باش برو

ضربه ات کاری بود

دل من سخت شکست

و چه زشت به سادگی من خندیدی

به من وعشق پاکی که پر از یاد تو بود

و یک قلب یتیم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در سه شنبه هفتم شهریور 1385  |
 

کاش می شد هیچ کس تنها نبود

کاش می شد دیدنت رویا نبود

گفته بودم با تو می میرم

رفتی و گفتی که اینجا جا نبود !

سالیان سال تنها مانده ام

کاش روز دیدنت فردا نبود !

|+| نوشته شده توسط مهسا در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385  |
 

حيف لحظه هاي خوبي كه براي تو گذاشتم

 

حيف غصه اي كه خوردم چون ازت خبر نداشتم

 

حيف اون روزا كه كلي ناز چشاتو كشيدم

 

حيف شوقي كه گفتي داره اما من نديدم

 

حيف حرفاي قشنگي كه براي تو نوشتم

 

حيف روياهام كه واسه خاطر تو از قشنگي هاش گذشتم

 

حيف شبها كه با خيالت زير مهتاب

 

حيف وقتي كه تلف شد واسه تو توي ديدن خواب

 

حيف اشكهايي كه ريختم واسه تو تا دم سپيده

 

حيف احساس طلاييم حيف اين عشق و عقيده

 

حيف اون كسي كه دائم عاشقم بود توي رويا

 

حيف كه تو از راه رسيدي اونو دادمش به رويا

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385  |
 حیف

حيف لحظه هاي خوبي كه براي تو گذاشتم

حيف غصه اي كه خوردم چون ازت خبر نداشتم

حيف اون روزا كه كلي ناز چشاتو كشيدم

حيف شوقي كه گفتي داره اما من نديدم

حيف حرفاي قشنگي كه براي تو نوشتم

حيف روياهام كه واسه خاطر تو از قشنگي هاش گذشتم

حيف شبها كه با خيالت زير مهتاب

حيف وقتي كه تلف شد واسه تو توي ديدن خواب

حيف اشكهايي كه ريختم واسه تو تا دم سپيده

حيف احساس طلاييم حيف اين عشق و عقيده

حيف اون كسي كه دائم عاشقم بود توي رويا

حيف كه تو از راه رسيدي اونو دادمش به رويا

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385  |
 
کاش کسی توی دلمون پا نمی ذاشت

کاش اگر پا می ذاشت دلمون رو تنها نمی ذاشت

کاش اگر تنها می ذاشت ردپاش رو روی دلمون جا نمی ذاشت

عشق

|+| نوشته شده توسط مهسا در یکشنبه هشتم مرداد 1385  |
 
نگاهت بود غمی شیرین برایم

                    کاش نمی گفتم

                                      دوستت دارم

                                              تا نگیری نگاهت را ازمن

 

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در شنبه سی و یکم تیر 1385  |
 
عاشقی یعنی نشستتن زیر حسرت شقایق

باچشای خیس و گریون بزی تا نبض دقایق

عاشقی یعنی گذشتن از زمان و هر زمینی

چشمات و همش ببندی تا که غیر اون نبینی

عاشقی یعنی شمردن شبا رو دونه به دونه

توی خوابت تو بگردی پی اون خونه به خونه

عاشقی یعنی پریدن از روی قله خوشی ها

بر ی تا عمق صداقت دو ربشی تو از بدی ها

عاشقی یعنی دویدن با پاهای خرد و خسته

تا که معشوق رو ببینی اما باز ببینی رفته

عاشقی یعنی بریدن از هیاهوی زمانه

 از حریر توی رویا بگیری از اون نشونه

عاشقی یعنی نگفتن از یک عشق و معنی اون

وقتی دیدی نیستی عاشق بری از معنی تو بیرون 

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385  |
 

 

به دادم برس ای اشک دلم خیلی گرفته

نگو از دوری کی نگو از کی گرفته

کسی که وقت رفتن دوباره عاشقم کرد

منو آباد کرد خودش ویرون شد از درد

 

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385  |
 

از عذاب رفتن تو مي سوزم تو اوج غربت

واسه بودن با تو ندارم يه لحظه فرصت

اينجا اشك تو چشام رو به كسي نشون ندادم

اگه بشكنه غرورم خم به ابروم نمي يارم

وقتي نيستي هر چي غصه است تو صدامه

وقتي نيستي هر چي اشكه تو صدامه

از وقتي رفتي دارم هر ثانيه از غصه رفتنت مي سوزم

كاشكي بودي و مي ديدي كه چي آوردي به روزم

حالا عكست تنها يادرگاره از تو

خاطاتت تنها باقي مونده از تو

وقتتي نيستي ياد تو هر نفسات آتيش مي زنه به اين وجودم

كاشكي از اول نمي دونستي كه من عاشق تو بودم

 

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در سه شنبه بیستم تیر 1385  |
 

باید فراموشش کنم چندیست تمرین می کنم

من می توانم می شود آرام تلقین می کنم

کم کم زیادم میروی این روزگار و رسم اوست

این جمله را با تلخی اش صد بار تضمین میکنم

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در جمعه پنجم خرداد 1385  |
 

حاضری جونتو بدی یه خار توی دستاش نره

حتی یه ذره گرد و خاک تو معبد چشماش نره

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در جمعه پنجم خرداد 1385  |
 
هیچ وقت نشد بهت بگم که من چقدر دوست دارم

نشد یه روز بهت بگم که من فقط تو  رو دارم

روزا با تو بیدار میشم شبا با تو به خواب میرم

هیچ وقت نشد نفهمیدی که بی تو دنیا ندارم

میگن شعرای عاشق یه دنیا شعر و قصه ست

اما چرا عزیزم چشام لبریز غصه است

میگن گل شقایق نشون داغ عشق

من از نگاه داغت شدم باغ شقایق

میگن اشکای عاشق پیش خدا خیلی عزیزه

نمی دونم تا کی باید بریزه بریزه بریزه

میگن تو این زمونه عشقا همه دروغه

عاشق نبوده حتما اونکه اینارو گفته

آخر دلم پی نگاهت شد ابر پاره پاره

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385  |
 
خداوندا کسی در پشت پرچین نگاهم کرد

نگاهم کرد و با افسون چشمانش سر براهم کرد

نگاهم کرد و مکثی کرد معبایی به چشمم داد

و بعد از آن برایم سفره های از غم فراهم کرد

سفر غربت  اسیری دربدربودن چه می گویم

که تنها شوق ماندن در کنارت بی پناهم کرد

 

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385  |
 
آنکه دایم هوس سوختن ما می کرد

           کاش می آمد از دور تماشا می کرد

|+| نوشته شده توسط مهسا در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385  |
 

دیشب نشد بهت بگم که من چقدر دوست دارم

نشد یه روز بهت بگم که من فقط تو رو دارم

|+| نوشته شده توسط مهسا در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385  |
 
گفتی که امشب اومدم بهت بگم باید برم

گفای می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم

باید برم برای تو فقط یه حرف ساده بود

کاشکی می دیدی قلب من به زیر پات افتاده بود

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385  |
 

 

همیشه عاشق ماندن دلیل بر عاشق شدن نیست

خیلی ها می روند تا ثابت کنند که عاشق هستند

 

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385  |
 
وقتی میایی صدای پات از همه جاده ها میاد

انگار که از یه راه دور که همه دنیا میاد

تا وقتی در وا میشه لحظه دیدن میرسه

هر چی که جاده هست رو زمین به سینه من میرسه

ای که تویی همه کسم بی تو میگیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم به هر چی میخوام میرسم

وقتی نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم

گلهای خواب آلوده رو واسه کی بیدار بکنم

دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه

مگه تن من میتونه بدون تو زنده باشه

 

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در جمعه هجدهم فروردین 1385  |
 

بمیرد آنکه جدایی را بنا کرد

تو را از من مرا از تو جدا کرد

 

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در جمعه یازدهم فروردین 1385  |
 

خواستم که شيدايت کنم مفتون چشمانت شدم

در عشق رسوايت کنم پايبندپيمانت شدم

خواستم سخن ازدل بگم

دیدم دل ميبری دين می بری مومن به ايمانت شدم

گفتم که مرحم نحم برزخم خويش سازش کنم بااخم خويش

بيهوده بود تجويز من محتاج درمانت شدم

خواستم پنهان کنم اين سوز را این گداز را

غافل از اينکه من انگشت نمای شهروسامانت شدم

 

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در پنجشنبه دهم فروردین 1385  |
 
اي كاش.....

 

 

عاشقی رابر دلم بخشید ورفت

 

عشق رادر قلب من او دیدو رفت

 

من به یادش روز وشب سر می کنم

 

بی وفا اندوه مرا او دیدورفت

 

با سکوتش قلب من دیوانه تر شد

 

بی صدا از پیش من خندید ورفت

 

اشک باران شد زمین از رفتنش

 

اشک را در چشم من او دید ورفت

 

عشق را در چشم من باور نکرد

 

عشق را از قلب من او دید ورفت

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در پنجشنبه دهم فروردین 1385  |
 

سال نو بر همه عاشقان مبارک

|+| نوشته شده توسط مهسا در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384  |
 

 

عشق خیس شدن دو دلدار زیر باران نیست

عشق آن است که من چترم را آرام بر سر دلدارم بگیرم

و او هرگز نداند که چرا زیر بارن بود و خیس نشد

 

|+| نوشته شده توسط مهسا در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384  |
 

 

تو یک قطره اشکی می درخشی توی چشمام

نمی ذارم که بیفتی بی تو تاریک می شه دنیام

|+| نوشته شده توسط مهسا در پنجشنبه چهارم اسفند 1384  |
 
Image hosting by TinyPic
|+| نوشته شده توسط مهسا در چهارشنبه سوم اسفند 1384  |
 

تو می خوای تا می تونی دل منو خون بکنی

با رقیبم بشینی منو تو دیوونه کنی

|+| نوشته شده توسط مهسا در چهارشنبه سوم اسفند 1384  |
 
|+| نوشته شده توسط مهسا در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384  |
 
 
بالا